رربورن كلاوس ميشائيل ( مترجم : كيكاوس جهاندارى )
150
نظام ايالات در دوره صفويه ( فارسى )
دارند . ما در اينجا مطلب خلاصة التواريخ را نقل مىكنيم : « . . . مبلغى كه از مواجب چند نفر از شاملويان بر ولايت اسفراين اطلاق كرده بودند منكسر شده بود . . . آن شاملويان نزد وى آمده وجوه منكسر خود را طلب نمودند . . . چون مواجب ما تكميل نمىيابد ما را از نوكرى نواب ميرزائى معاف داشته رخصت فرما » « 647 » . وزير آنها را از خدمت مرخص كرد و اندكى بعد بهدست افراد نافرمان و ياغى شاملو به قتل رسيد . پدر مؤلف مرجعى كه اكنون از آن نقل كرديم و وزير مشهد بود نيز داراى چنين اختياراتى بود . شاه در سال 963 ( - 6 - 1555 م . ) هنگامى كه شاهزاده ابراهيم ميرزا را به حكومت مشهد فرستاد « . . . زمام حل و عقد مهمات و امر وزارت و ريشسفيدى در خانهء نواب ميرزا را با جميع امور ملكى و مالى و ترتيب لشكر و قشون را . . . » « 648 » بهدست وزير سپرد . حدود اختيارات اين وزير حتى به مستقر كردن قواى نظامى در آن ايالت نيز كشيده مىشد : « . . . الكاى سرخس و روز - آباد ( زورآباد صحيح است ) داخل تيول نواب جهانبانى كامرانى ميرزائى بود و والد راقمالكا را به حيدر قلى سلطان ورساق كه ريشسفيد آن اويماق بود داده دويست و پنجاه نفر از غازيان ورساق كه در ملازمت نواب كامكار جهانبانى مىبودند داده بود . . . » « 649 » . همانطور كه گفته شد براى ما روشن نشده و ثابت نيست كه آيا تعداد وزراى حكام چندان بوده است كه شاردن و سانسون مىخواهند به ما بقبولانند . بههرحال دربار داراى ساير صاحب منصبانى بود كه مىتوانست توسط آنان بر ايالات نظارت فائقه داشته باشد و اينها همان وزراى كل بودهاند .
--> ( 647 ) - خلاصة التواريخ ، ص a 71 . و شبيه به اين است همچنين اخبار مندرج در تاريخ شاه اسمعيل و شاه طهماسب تأليف خواندمير ، ص b 126 به بعد و احسن التواريخ ، ص 197 و بعد از آن . ( 648 ) - خلاصة التواريخ ، ص b 181 . ( 649 ) - خلاصة التواريخ ، ص b 227 .